مرتد
  
 سکوت مرگ است؛ساکت اگر باشی خود مرده ای؛سخن هم اگر بگویی خواهی مرد؛پس بگو و بمیر
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
شنبه 23 مهر ماه سال 1384
دهن کجی به هنجارها

 

ماجرا چیست؟

پلیس ایران در بیلبوردهای تبلیغاتی که در شهرها قرار داده است،مقابله با ناهنجاری های اجتماعی  را بعنوان یکی از کارکردهای خود معرفی نموده است.در دیکشنری پلیس ایران والبته مقامات بالاتر حکومتی،بسیاری از رفتارهای طبیعی اعضای  جامعه،ناهنجاری انگاشته می شود.این نوع نگاه،ناشی از امنیتی کردن اداره جامعه است.به عنوان نمونه همگامی که مقامات حکومتی،آزادی پوشش شهروندان را بر نمی تابند و پوشش جوانان را پوچ گرایی و تبلیغ فرهنگ غرب نام می نهند،طرح لباس ملی سر بر می آورد.حکومت ایران در مقابله با رفتارهای اجتماعی اعضای جامعه تا به آنجا پیش می رود که لباس های متفاوت دختران و پسران را سبب جریحه دار شدن(خراب شدن، ضربه خوردن)آنچه که عفت عمومی(پاکدامنی یکپارچه) نامیده می شود،می داند واز این روست که پلیس،برای برخورد با جوانان،چراغ سبز دریافت می کند.به عنوان نمونه در شیراز ماموران نیروی انتظامی، دختران وپسرانی را که از پوشش هایی که با کام قدرت مداران ناسازگار است،استفاده کنند؛بازداشت و به مراکز نامعلومی منتقل می نمایند تا گماشته های مذهبی آنان را ارشاد و به راه راست هدایت کنند!!

این داستان در دانشگاهها نیز دیده می شود.به گونه ای که حراست و کمیته ها ی انضباطی دانشگاه ها با دانشجویانی که آیین نامه انضباطی(نوع لباس،روابط دختر وپسر و...)را نقض نمایند،برخورد می کنند تا جایی که مجازات محروم شدن از ادامه تحصیل به سان شمشیر داموکلس بر سر دانشجویان خودنمایی می کند.

مساله چیست ؟

جامعه شناسان به طور معمول هنجارها را به چهار صورت "ارزش ها(احساسات ریشه دار مشترک اعضای جامعه)،آداب و رسوم،عرف و قانون تقسیم می کنند.از این دسته بندی می توان هنجارها را "باید ونباید های یک فرهنگ خاص" تعریف نمود.به زبان ساده ناهنجاری های اجتماعی را نیز بایستی نقض این باید ها و نباید ها دانست.صاحبان قدرت در ایران اما برای تعریف هنجار و ناهنجاری،در دنیای غیر واقعی وخیالی خویش گام بر می دارند.حلقه ی گم شده ی هنجارهای اجتماعی در دیکشنری حکومت ایران، اعضای جامعه هستند. تئوریسین های جمهوری اسلامی بدون در نظر آوردن اعضای جامعه، آنچه را با نام هنجار می شناسند که اساسا شهروندان را با آن نسبتی نیست.از سوی دیگر،حکومتیان آنچه را که در نظر گاه شهروندان به عنوان هنجار پذیرفته شده است،ناهنجاری می دانند واز این روست که با هنجارهای مورد پذیرش اعضای جامعه،به مقابله بر می خیزند." چهارشنبه سوری،برگزاری پارتی و حضور زنان در ورزشگاه ها" نمونه ی هنجارهایی هستند که با وجود پذیرش آن ها از سوی بیشتر اعضای جامعه،اما مورد احترام حاکمان نیست.بدتر آنکه حاکمان اینگونه هنجارها را ناهنجاری می دانند.در مقابل آنچه که در نظر گاه تعداد بیشتری از اعضای جامعه ناهنجاری نامیده می شود در دیدگاه هیات حاکمه به عنوان هنجاری که بایستی همگان به آن پایبند باشند؛ شناخته می شود.اساسی ترین سبب این تضاد بین اعضای جامعه و حاکمان،ناشی از غیر دموکراتیک بودن سازوکارهای قدرت است که باعث می شود قدرتمداران، خود محورانه عمل کنند و پایبندی به هنجارهای مورد پذیرش گروهی اندک از جامعه را ازهمگان انتظار داشته باشند.

چه باید کرد؟

تنها با پذیرش و پایبندی به اصول دموکراسی،بنیان این سیکل نادرست،در جهت تعیین هنجارهای مبتنی بر واقعیات جامعه اصلاح خواهد شد.به دیگر سخن تا هنگامی که هیات حاکمه و نهادهای ناشی از آن،از متن دموکراسی بر نیایند نمی توان از حاکمان شناخت واقعی جامعه و لوازم آن را انتظار داشت و دهن کجی به هنجارهای اعضای جامعه از سوی حکومت ماجرای تکراری حال و آینده خواهد بود.


 
یکشنبه 10 مهر ماه سال 1384
نظم بی نظمی
کمی به اطراف خود نگاهی بیاندازید.بی نظمی بیداد می کند.بدبختی اینجاست که این بی نظمی خیلی دیسیپلین دارد.به گونه ای که نظم این بی نظمی را به هم زدن ساده به  نظر
نمی رسد.مگه نه؟

 
چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1384
کوچکترین زندانی سیاسی دنیا
هلیا کوچکترین زندانی سیاسی دنیا ... ادامه>>>

 
سه شنبه 5 مهر ماه سال 1384
هلیا اومد

هلیای نازنین اومد و دل مامان و بابا رو شاد کرد.به قول دوستی کوچکترین زندانی سیاسی ایران به دنیا اومد.هلیا قبل از تولد و در هنگامی که در شکم مامانش جا خوش  کرده بود  به همراه مامان و بابا طعم زندون رو چشید.دختر عزیزمون یکشنبه سوم مهر ماه ۸۴ در ساعت
 ۷ بعد از ظهر در بیمارستان حافظ شیراز متولد شد.عکسش رو از اینجا می تونید ببینید.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سال 1378 و در سن 21 سالگی پایم به روزنامه ها باز شد و تا حالا این خاک دامن گیر بدجوری اسیرم کرده،الان هم در شیراز و در روزنامه افسانه،به حرفه روزنامه نگاری مشغولم.همین
شناسنامه کامل من...