به انگیزه درگذشت ناگهانی منوچهر آتشی
اپیزود نخست:
یکشنبه بیست و دوم آبان ماه1384:تهران،همایش چهره های ماندگار؛
مجری همایش چهره های ماندگار، منوچهر آتشی،شاعر معاصر را برای دریافت تندیس همایش،فرا می خواند.تلویزیون حکومت این برنامه را به صورت همزمان بر روی آنتن فرستاده است.
اپیزود آخر:
هفت روز بعد،یکشنبه بیست و نهم آبان ماه 1384:تهران،بیمارستان سینا،بخش سی سی یو؛
منوچهر آتشی،شاعر معاصر با مرگ دست و پنجه نرم می کند.او جسمش را برای انجام جراحی بر روی کلیه اش به دست پزشکان سپرد.اما نمی دانست که دیگر از بیمارستان،زنده بیرون نخواهد آمد.
تلویزیون حکومت باری دیگر و در یکشنبه ای متفاوت،خبر درگذشت آتشی را بر روی آنتن فرستاد.مقامات بیمارستان علت درگذشت آتشی را"ایست قلبی"(!) عنوان کرده اند.
به همین سادگی منوچهر آتشی درگذشت.خیلی شوکه شده ام چند روز بیشتر نیست که تلویزیون حکومت اسلامی،تصویر او را به هنگام دریافت تقدیرنامه از دست ضرغامی پخش کرد.هر چند شخصا از این قدام صدا و سیمای اصول گرایان،شگفت زده شدم و هر آنچه کوشیدم،نتوانستم مفهوم آن را بفهمم.
ولی با اعلام ناگهانی درگذشت منوچهر آتشی،افکارم آشفته شده است و پرسش های زیادی در ذهنم رژه می روند.آغاز پروژه ی غیر عادی یکشنبه ی شیرین،به پروژه ی یکشنبه ی تلخ انجامید.از یاد نبرده ایم که در یک هفته ی گذشته،تندروان مذهبی و سیاسی،چگونه آتشی را به باد حمله گرفتند."کیهان"نشینان او را "بد سابقه،ضد انقلاب و مبتذل" نامیدند و "کیهان"خوان ها هم در مجلس،تقدیر از آتشی را "الگو سازی انحرافی" خواندند.نمایندگان مجلس با انتقاد شدید از اقدام صدا و سیما در تجلیل از منوچهر آتشی،در نامه ای به رئیس دولت نوشتند:" با توجه به غیرقابل توجیه بودن این قبیل اقدامات(تقدیر از آتشی) مناسب است دولت محترم در مواردی که اصالتاً به وظایف دولت مربوط است، عکس العمل بایسته ای انجام دهد."این عکس العمل مورد توجه نمایندگان مجلس چه بوده است؟سخنان نماینده ی بوشهر(همان شهری که منوچهر آتشی سال ها به معلمی بچه های روستاهای آن مفتخر بود)شاید بتواند نوع انتظار مجلس را از دولت و البته دستگاه های امنیتی روشن سازد،عطار زاده گفته است:" آتشی در طول دوران زندگی اش با قلم مسموم خود ارزش های دینی و انقلابی را به باد تمسخر گرفته است."این نظرگاه درباره ی آتشی،به صورت پوشیده او را"مرتد"(خارج شده از دین)می خواند و خب سرنوشت کسانی که مرتد خوانده می شوند،بر کسی پنهان نیست.
کسی چه می داند که در بیمارستان سینا چه گذشته است... |