مرتد
  
 سکوت مرگ است؛ساکت اگر باشی خود مرده ای؛سخن هم اگر بگویی خواهی مرد؛پس بگو و بمیر
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 28 اسفند ماه سال 1384
تاوان رفتار یک رییس جمهور

روزی که محمود احمدی ن‍‍ژاد در همایش "جهان بدون صهیونیسم" از نظریه ی نابودی اسراییل سخن می راند، بی تردید از واکنش های منفی بین المللی نیز بی خبر نبود. پس از سخنان رییس جمهور ایران، شورای امنیت سازمان ملل واکنش نشان داد و مواضع احمدی نژاد را محکوم کرد. همچنین، تونی بلر و ژاک شیراک شگفتی خود را از سخنان رییس جمهور ایران نشان دادند. آریل شارون، نخست وزیر اسرائیل که هنوز به حالت کما نرفته بود نیز در واکنش شدیدی خواستار اخراج ایران از سازمان ملل شد.

با همه ی این واکنش های منفی علیه ایران، اما رییس جمهور اصول گرا از دیدگاه های خود گامی عقب نگذاشت و حتی پا را بر روی پدال گاز بیشتر فشرد و خود را به خط قرمز اروپاییان کوبید. او در یک سخنرانی که در شرق ایران و درشهر زاهدان انجام داد به آشکارا نسل کشی یهودیان به دست هیتلر[هولوکاست] را افسانه و دروغ بزرگ اروپاییان خواند. احمدی نژاد سپس با تکرار مواضعی مشابه در موقعیت های گوناگون، به جورج دبلیو بوش برای آماده کردن اتحاد جهانی علیه ایران، یاری زیادی رساند. با چنین مواضعی، افکار عمومی جهان نیز برای پذیرش ادعاهای ایالات متحده علیه ایران آماده شدند. این شرایط سبب شد که جورج بوش بتواند در طول چند ماه به کمک متحدان خویش، پرونده ی هسته ای ایران را به ناگوارترین نقطه ی ممکن یعنی شورای امنیت سازمان ملل بکشاند.

در شرایط جدید، آمریکا و غرب با بهانه قرار دادن آنچه را که خودخواهی هسته ای ایران می نامند، مهره های خود را به گونه ای بر صفحه ی جهانی شطرنج حرکت می دهند که در سرانجام آن، مات شدن ایران که دیر زمانی است کیش شده، دور از دسترس نخواهد بود. شورای امنیت چه در خوش بینانه ترین وضعیت تصمیم بگیرد که تحریم هایی را علیه ایران به اجرا بگذارد و چه در بدبینانه ترین حالت بخواهد مجوز خشونت نظامی علیه ایران را صادر کند، در گام نخست آنکه آسیب خواهد دید نه حاکمان بلکه مردم ایران هستند که باید مشکلاتی افزون تر دیگر را بپذیرند. تحریم اقتصادی به آن هایی که در فرادست جلوس کرده اند، آسیبی نخواهد رساند. بدبخت آن طبقه ی بزرگ فرودست است که از صبح تا شب باید برای تامین معاش سختی بکشد و سرانجام نیز سر گرسنه بر رختخواب بگذارد. تحریم یعنی اعمال خشونت شدید علیه مردم یک کشور و نه حاکمان آن کشور. گزینه ی خشونت نظامی نیز تنها مردم بی پناه را به خاک و خون خواهد کشید و زندگی های بسیاری را به هوا خواهد فرستاد. نمونه ی آشکار آن در عراق در مقابل دیدگان همه قرار دارد.

آیا عاقلانه است که برای کاشت یک درخت، درختی دیگر را قطع کرد؟ مگر دموکراسی و حقوق بشر برای انسان ها نیست؟ آیا رواست که برای برقراری دموکراسی، انسان های بی گناه و بی دفاع را قربانی کنند؟ دموکراسی و حقوق بشری که از گذرگاه جنگ و خشونت و پایمال کردن مردم عبور کند، آیا نقض کننده ی مفاهیم درون خود یعنی آزادی،صلح و برابری نخواهد بود؟

پاسخ این پرسش ها را همگان به خوبی می دانند. ولی چه سود که جورج دبلیو بوش، تونی بلر،آنگلا مرکل، ژاک شیراک، ولادیمیر پوتین و دیگر بازیگران عرصه ی بین الملل با موقعیت تازه ای که رییس جمهور ایران برای آنان فراهم کرده است، نمی خواهند زمان را از کف بدهند و در این اندیشه اند که این فرصت به دست آمده را به تهدیدی جدی علیه ایران تبدیل کنند. تهدیدی که تاوان آن را مردم ایران، خواسته یا ناخواسته باید بپردازند.


 
یکشنبه 14 اسفند ماه سال 1384
تحریم ورزشگاه ها

پس از انقلاب اسلامی،در جایی که مردان و پسران،تماشاگر مسابقات ورزشی بوده اند؛درهای ورزشگاه ها به روی زنان و دختران هیچگاه گشوده نشده است و نیمی از اعضای جامعه،محکوم به تماشا نکردن مسابقات شده اند.این تبعیض آشکار،گویی در جمهوری اسلامی ، قانونی شده است که هرگز تغییر نخواهد یافت.

در روزهای اخیر و در هنگامی که تیم ملی فوتبال ایران و کاستاریکا در ورزشگاه آزادی تهران بازی داشتند؛زنان و دختران با وجود تلاش ها و تجمعات،با مقاومت ماموران پلیس نتوانستند به داخل ورزشگاه راه یابند و حتی مورد یورش و حمله نیز قرار گرفته اند.

تا کنون،زنان برای دست یابی به حق طبیعی خویش مبنی بر حضور در ورزشگاه ها،تنها بوده اند و ما(مردان و پسران) برای دفاع از این حق زنان،کمتر اقدامی انجام داده ایم.

ولی ما امروز می توانیم با همراهی کردن زنان و دختران،آن ها را در رسیدن به خواسته ی طبیعی شان یاری کنیم.از همین رو پیشنهاد می کنم که برای آغاز،ما مردان و پسران،هیچ یک از بازی های فوتبال لیگ برتر و فوتبال ملی را از ورزشگاه ها به تماشا ننشینیم و همچون دختران و زنان،مسابقات را از تلویزیون نگاه کنیم تا در و دیوارهای ورزشگاه های خالی از تماشاگر،فوتبال را نظاره کنند.نگویید که شدنی نیست.باور کنید شدنی است.همان گونه که زنان و دختران،بیست و هفت سال است که جایی بر روی سکوهای ورزشگاه ها ندارند ما نیز باید در همراهی با آنان خود را از این سکوها محروم کنیم.اگر چنین کنیم،بی تردید درهای ورزشگاه ها دیر یا زود بر روی همه ی تماشاگران گشوده خواهد شد.اگر هم اینگونه نشود،تازه وضع مان می شود مانند دختران.

پس شک نکنید و خود را از حقی که دختران و زنان از آن بی بهره اند؛محروم کنید.من نیز چنین می کنم و در ورزشگاهی که سکوها تنها برای پسران و مردان است،حاضر نخواهم شد.


 
سه شنبه 9 اسفند ماه سال 1384
امضا کنید

۱- به اینجا بروید و  امضای کنید تا از گوگل تقاضا نمائیم برای دومین سال متوالی لوگوی نوروز باستانی را در سایت خود قرار دهد

۲- به هارولد پینتر،رمزی کلارک،هوارد زین،مایکل پارنتی،یرواند آبراهامیان و..بپیوندید و جلوی جنگ علیه ایران را بگیرید.پتیشین را می توانید اینجا امضا کنید.ترجمه فارسی آن را از اینجا بخوانید.


 
شنبه 6 اسفند ماه سال 1384
خنده تلخ

تا دیروز دختران و زنان نمی توانستند به استادیوم های ورزشی بروند و همراه با پسران و مردان،مسابقات ورزشی را به تماشا بنشینند؛امروز هم خبرهایی به گوش می رسد مبنی بر اینکه اداره ی اماکن نیروی انتظامی،کافی نت ها را ملزم به اجرای طرح زوج و فرد و تفکیک جنسیتی کاربران اینترنت نموده است.به گونه ای که دختران،روزهای فرد و پسران،روزهای زوج هفته از خدمات اینترنتی استفاده کنند.فردا هم حتما می گویند که مردان،روزهای زوج و زنان،روزهای فرد از خانه بیرون بیایند...

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است

کار من از گریه گذشته،به آن می خندم

اطلاعات بیشتر را این زمینه از اینجا بخوانید.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سال 1378 و در سن 21 سالگی پایم به روزنامه ها باز شد و تا حالا این خاک دامن گیر بدجوری اسیرم کرده،الان هم در شیراز و در روزنامه افسانه،به حرفه روزنامه نگاری مشغولم.همین
شناسنامه کامل من...