مرتد
  
 سکوت مرگ است؛ساکت اگر باشی خود مرده ای؛سخن هم اگر بگویی خواهی مرد؛پس بگو و بمیر
 
دی 1385
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
 
آرشیو
موضوع بندی
 
سه شنبه 21 شهریور ماه سال 1385
شرق هم نماند

خبر توقیف روزنامه ی شرق آن قدر شگفت انگیز بود که هر کس پس از شنیدن آن در واقعی بودنش تردید کند.شرق آمده بود تا بنا بر آنچه که سردبیرش می گفت،بماند.از همین رو هنگامی که پیش تر "شرق و یاس نو" مهر توقیف بر پیشانی شان نشست،این روزنامه ی شرق بود که توانست پلمب ممنوعیت انتشار را باز کند.

گردانندگان این روزنامه تلاش بسیاری می کردند که خود را میانه رو بدانند.در آخرین شماره ی پیش از توقیف،مهدی رحمانیان،طی یادداشتی بر اجرای نامه هیات نظارت بر مطبوعات مبنی بر تغییر مدیر مسئول،گردن نهاد اما در زمانی که خوانندگان در حال خواندن نامه تسلیم شدن مدیر مسئول شرق بودند،اعضای هیات نظارت بر مطبوعات،در تدارک حکم "توقیف موقت!" این روزنامه ،لحظه ای هم درنگ نکردند.

شرق آمده بود تا بنا بر سیاست گردانندگانش،بماند و این ماندن نیز به اصلی اساسی تبدیل شده بود.اصل "ماندن" روزی شرق را در هیات دفاع از حقوق بشر و آزادی بیان  ظاهر می کرد و زمانی دیگر این روزنامه را به تابلوی دشمنان آزادی تبدیل می ساخت.در این واقعیت،نمی توان تردید کرد که همین وی‍ژگی ها،شرق را تریبون بسیاری از دیدگاه ها( و البته نه همه دیدگاه ها) کرده بود.این اتفاق،برای ما ایرانی ها که عادت داریم در پاردایم "سیاه و سفید"غوطه ور باشیم،گامی رو به جلو محسوب می شد.شاید این گونه ماندن را بسیاری نپسندند و آن را مماشات بنامند.این گروه را نیز نمی توان نادیده گرفت.

شرق در بسیاری از زمان ها بیش از آنکه تلاش کند پرده از واقعیات بر دارد،کوشش نمود فردای خود را از دست ندهد و برای این ماندن،انتقادات تند و شدیدی را نیز به جان خرید."محمد قوچانی"که زمانی در ابتدای ورودش به عرصه روزنامه نگاری،مقالات انتقادی و بی پرده ای را منتشر می ساخت به یک باره در شرق، سیر حرکت قلم انتقادی خود را به سمت افول کشاند.تا جایی که عملا از یک روزنامه نگار به یک سیاست ورز تبدیل شد.شاید این گونه سیاست ورزی را گروهی تحسین کنند اما باید در نظر داشت که یک روزنامه نگار حرفه ای باید حداقلی از ویژگی ها را نیز در خود داشته باشد.روزنامه نگاری را انتقال سریع،واقعی و دقیق اخبار به مخاطب می دانند اما سیاست ورزی،این گونه نیست.صداقت در سیاست ورزی حرفی برای گفتن ندارد و اگر هم داشته باشد حرف اول را نمی زند.به هر روی سردبیر شرق و دیگر سیاست گذاران آن،که آمده بودند با سیاست ورزی،روزنامه نگاری را از میدان هولناک مین عبور دهند،خود را در میان انفجار مین ها یافته اند.سرانجامی که در سالیان اخیر از روزنامه ای بی همتا مثل "جامعه" آغاز شد و به روزنامه ای مانند"شرق" نیز سرایت کرد.قرعه فال به نام هر دو این روزنامه خورد اما این کجا و آن کجا.

با توقیف شرق،خوش خیالی آن هایی که این روزنامه را "توقیف ناپذیر" می دانستند به کابوسی تلخ تبدیل شد.حال این پرسش رو می نماید که در این "های و هوی لال پرست" که ابر و باد و مه و خورشید و فلک به سود "کلاغان قیل و قال پرست"در جریان هستند؛چگونه می توان یک روزنامه نگار حرفه ای بود و روزنامه نگاری مدرن را تجربه کرد؟

 

***

{کاریکاتوری که بهانه توقیف شرق شد}

کاریکاتوری که بهانه توقیف شرق شد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
سال 1378 و در سن 21 سالگی پایم به روزنامه ها باز شد و تا حالا این خاک دامن گیر بدجوری اسیرم کرده،الان هم در شیراز و در روزنامه افسانه،به حرفه روزنامه نگاری مشغولم.همین
شناسنامه کامل من...