1-بر هیچ کس پوشیده نیست که مسوولین حراست وزارت علوم و دانشگاهها هر چند به طور مستقیم حکم خود را از سوی دستگاههای اطلاعاتی دریافت نمیکنند اما صادر شدن حکمشان وابسته به نظر مساعد دستگاه امنیتی کشور است.
از این رو باید انتظار داشت که ادارات حراست و دستگاههای اطلاعاتی با یکدیگر دیالوگ داشته باشند.
اداره کل حراست وزارت علوم از یک سو و ادارات حراست دانشگاهها از دیگر سو، مرجع رسمی اعلام نظر درباره فعالیتهای سیاسی دانشجویان از حیث «مساله» دار بودن یا نبودن هستند.
2- با ورود «محمد مهدی زاهدی» به وزارت علوم، ادارات حراست با بازسازی خود ماموریت یافتند تا نمودار فعالیت های سیاسی دانشگاه ها را که تا پیش از این به طور نسبی در جهت بروز دیدگاه های منتقد حاکمیت بود، به سود اصول گرایان تغییر جهت دهند.
3- با پر رنگ شدن نقش ادارات حراست دانشگاه ها و البته کمیتههای انضباطی، ایفای نقش برخورد با فعالان دانشجویی به عهده این دو نهاد دانشگاهی واگذار شده است. به گونهای که طی یک سال گذشته تعدادی از انجمنهای اسلامی دانشجویان به حالت تعلیق درآمدهاند و البته مجوز فعالیت برخی دیگر از این انجمنها لغو شده است.
علاوه بر این در راستای پاک سازی محیط دانشگاه در آغاز سال تحصیلی جاری، تعداد از دانشجویان که با انتشار نشریات سیاسی دانشجویی و یا عضویت در انجمن های اسلامی به عنوان «فعال دانشجویی» تلقی میشوند برای ثبت نام در مقاطع بالاتر با مشکل روبهرو شدهاند. این گروه به «دانشجویان ستاره دار» شهرت یافتهاند.
4-مقامات وزارت علوم در آغاز کوشیدند تا این موضوع را از اساس دروغ پراکنی رسانه ها بنامند اما با انتشار خبرهای گسترده در مورد دانشجویان ستارهدار، در گام نخست وزارت علوم به وجود «دانشجویان دارای مسایل خاص» اعتراف کرد. وزیر علوم در تایید ممنوعیت ثبت نام برخی از فعالان دانشجویان گفته است: «کسی که اسمش اعلام نشده حتماً مسایل خاص و یا تخلفات ویژهای داشته است که مراجع ذیربط آن را گزارش کردهاند.» محمد مهدی زاهدی البته کوشش میکند این مساله را فارغ از فعالیتهای سیاسی دانشجویان بداند. در همین راستا، رییس دبیرخانه هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو نیز به کمک وزیر علوم آمده است و ستارهدار بودن دانشجویان را با فعالیت های سیاسی مرتبط ندانسته است. دکتر نوربخش گفته است: «یک ستاره یا دو ستاره بودن به هیچ عنوان ارتباطی با مسایل سیاسی ندارد اما برخی مطبوعات، سایتها و خبرگزاریها به آن دامن زدند.»
5-وزیر علوم در سخنان خویش از «مسایل خاص و تخلفات ویژه» دانشجویان ثبت نام نشده و همچنین «گزارش مراجع ذیربط» سخن رانده است. این دو نکته، دو پرسش را پیش رو مینهد:
یکم) مراد از مسایل خاص و تخلفات ویژه چیست؟
نقطه اشتراک دانشجویان ستارهدار، عضویت در انجمنهای اسلامی، انتشار نشریات سیاسی در دانشگاه و به عبارت سادهتر «فعالیتهای سیاسی» است. این معادله آن قدر مبهم نیست که بتوان با صغری و کبری به بیراهه زد و واقعیت را پنهان ساخت.
اگر از صدر تا ذیل وزارت علوم با صدها اطلاعیه و مصاحبه، ستارهدار شدن دانشجویان را بیارتباط با فعالیتهای سیاسی بدانند اما واقعیت روشنتر از آن است که بتوان آن را دروغ نامید.
دوم) کدام مراجع ذیربط لیست دانشجویان «مسالهدار» را به دانشگاهها گزارش دادهاند تا آنها «ستارهدار» تلقی شوند؟
همانگونه که در صدر این نوشتار آمد دیالوگ دستگاههای اطلاعاتی و حراست وزارت علوم در تنظیم لیست «دانشجویان ستارهدار» نقش اساسی ایفا کرده است.
6-اگر فرض بر این باشد که وضعیت دانشجویان ستارهدار در سال جاری به سرانجامی «مفید به حال دانشجویان» منتهی شود اما نمیتوان انتظار داشت که نگرانی ها کاهش یابد. زیرا از یک سو وزیر علوم تعهد گرفتن از دانشجویان ستارهدار را هشداری برای رعایت اخلاقیات در محیط دانشگاه دانسته و از دیگر سو رییس دبیرخانه هیات مرکزی گزینش استاد و دانشجو از استعلامهایی سخن رانده است که پیش از ثبت نام از سوی «کمیتههای انضباطی» و «مراجع ذیربط» اعلام میشود.
این دو مقام وزارت علوم تلویحا از «پاک سازی» محیط دانشگاهها در جهت «حفظ اخلاقیات» و «ایست بازرسی» در هنگام ورود به دانشگاه در جهت «تصفیه سازی» سخن گفتهاند.
وزارت علوم با نصب چنین تابلوهایی عملاً در صدد کنترل همه جانبه دانشگاهها برآمده است. مبدا این سیاست توافقی وزارت علوم و «مراجع ذیربط!» هر چند دامن گیر برخی فعالان دانشجویی شده است اما مقصد آن بیتردید از یک سو به امنیتی شدن بیش از پیش فضای دانشگاهها و از دیگر سو به ظهور نهادهای رسمی و غیر رسمی «گزینش دانشجو» در جهت «صلاحیت یا عدم صلاحیت دار» بودن برای کسب دانش منجر میشود. سیاستی که آثار زیان بار آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
|