| بیدادگاه زیبا کلام |
آنچه که صادق زیبا کلام با عنوان «قهرمان سازی کاذب» منتشر نموده، بیدادگاهی است علیه آنانی که با شجاعت از حق آزادی بیان و عقیده خویش گامی پس نگذاشتند: 1-هر کسی که کار میکند حق دارد مزد منصفانه و رضایت بخشی دریافت کند تا زندگی او و خانواده اش برابر کرامت انسانی تامین شود و درصورت لزوم با دیگر وسایل، حمایت اجتماعی کامل شود. هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و یا به اتحادیههای موجود بپیوندد (بندهای 3 و 4 ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر) منصور اصانلو که یکی از متهمان بیدادگاه زیبا کلام است مگر جز دفاع از حق خویش مبنی بر بهره مندی از حقوق و مزایای عادلانه، خواسته دیگری داشته است. این حق اوست که برابر زحمت و رنجی که میکشد حقوق رضایت بخشی را دریافت کند و البته برای پیگیری مطالبات خویش عضو سندیکا نیز باشد. این حق در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. 2-هر شخص حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند. (ماده 13 اعلامیه جهانی حقوق بشر) شخص بعدی زهرا کاظمی است که در این بیدادگاه، متهم شده است که در سالگرد 18 تیر با ناواردی و ابتداییگری، در مقابل زندان اوین اقدام به عکسبرداری کرده است. جناب زیباکلام این خبرنگار را نیز با چوب خود رانده است بیآنکه لحظهای بیاندیشد که زهرا کاظمی از حق طبیعی خویش برای کار حرفهای خود بهره برده است. او آزاد بوده است که در هر گوشهای رفت و آمد کند و این حق را نیز از هیچ بشری نمیتوان سلب کرد. پاسخ عکسبرداری از زندان اوین آیا باید شکنجه و قتل باشد؟ آیا با استناد به اینکه رژیم ایران در سالگرد 18 تیر همه هوش و حواسش جمع میشود میتوان از حق یک انسان گذشت و او را ناوارد خطاب کرد؟ 3-هر شخص حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره مند شود. (بخشی از ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر) هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق، مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد. (ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر). رامین جهانبگلو نیز دقیقاً از چنین حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، بهره برده است اما به جرم راهاندازی یک شبکه اینترنتی برای انقلاب مخملین روانه زندان شد. او نیز در بیدادگاه زیبا کلام، متهم به پیمودن سکوهای قهرمانی است. 4-در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند، هر شخصی حق مراجعه موثر به دادگاههای ملی صالح را دارد.(ماده 8 اعلامیه جهانی حقوق بشر) احمد باطبی، حشمت الله طبرزدی، اکبر گنجی، منوچهر محمدی و ... که در لیست متهمان صادق زیباکلام قرار گرفتهاند از این حق به رسمیت شناخته شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر در جهت کالبدشکافی ناراستیها و نقد «پایمال شدن حقوق شهروندان» بهره بردهاند. پرونده قتلهای سیاسی، فاجعه کوی دانشگاه، فساد اقتصادی و ... موضوعاتی بودهاند که هر یک از این افراد به آن پرداختهاند. دادگاهی هم نبوده است که تجاوز به حقوق داریوش و پروانه فروهر، فاطمه قائم مقامی، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، عزت ابراهیم نژاد، کاظم سامی و ... را محکوم سازد. در چنین وضعی، دیگرانی به میدان آمدهاند و تجاوزگران را در دادگاه افکار عمومی به محاکمه کشاندهاند. ***** دکتر زیباکلام در جایگاه نقد «قهرمان سازی» ایرانیان ، بیش و پیش از آنکه به واکاوی بسترهای قهرمان سازی روی آورد، نوک چاقوی نقد خود را به سوی کسانی نشانه رفته است که گویی از نظر او نباید قهرمان تلقی شوند. ایشان نخواستهاند که بدانند اگر باطبی، گنجی، زهرا کاظمی، جهانبگلو، طبرزدی و ... در نزد برخی قهرمان نامیده میشوند نه به سبب اراده آنها در قهرمان نامیده شدن بلکه به دلیل وجود بسترهایی است که خواه یا ناخواه دگراندیشان را در این جایگاه مینشاند. وجود این بسترهاست که فردی را روزی به عرش و مرتبه قهرمانی میرساند و روزگار دیگری هم او را آنگونه بر زمین میکوبد که گویی پستترین و خطاکارترین انسان هاست. یعنی همان پارادایم «سیاه و سفید» و یا «فرشته و اهریمن» که افراد را یا خیر مطلق مینامد و یا شر مطلق میداند. بخت برگشته کسی است که در مسیر چنین امواج ویرانگری، صعود و سقوط کند.از این رو آشکار است که نمیتوان چنین شخصی را به سبب جایگاهی در آن قرار دارد، سرزنش کرد. نسخهای که دکتر زیباکلام پیچیده است در نهایت به اینجا ختم می شود که استفاده از حق آزادی بیان و عقیده چون باعث «قهرمان شدن» میشود، نارواست. این استاد دانشگاه که در تخریب شخصیت کوتاهی نکرده است در بخشی از نوشته خود تصریح میکند که شهرت این افراد (گنجی، باطبی، جهانبگلو و ...) بیش از آنکه معمول خلاقیت، استعدادها، تواناییها و عملکرد شخصیشان باشد معلول آن بوده که گرفتار خشم و عضب حکومت ایران شدهاند. روشن نیست از نظر جناب ایشان استعداد و توانایی چیست. هر چند که از عمل جناب زیباکلام میتوان دریافت که خلاقیت و توانایی آن است که با عافیت طلبی بتوان تریبونی در تلویزیون جمهوری اسلامی دست و پا نمود و یا خوش خدمتی قبیله هاشمی رفسنجانی را کرد. در غیر این صورت استفاده از حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و شجاعت و پایداری در دفاع از حقوق خود، ناواردی و ابتداییگری است. ***** به نظر میآید سریال «نخبه کشی» در این مملکت پایانی ندارد. اگر روزگاری دکتر مصدق، امیرکبیر و قائم مقام به سبب تلاش های اصلاح طلبانه و آزادیخوانه خود قربانی ستم حاکمان و کجروی مردمان زمان خویش شدند، امروز هم افرادی چون گنجی، طبرزدی و ... نیز از این قاعده نامیمون جدا نیستند. |